جامعه شناسی

جامعه شناسی
طبقه بندی موضوعی

۱۸ مطلب با موضوع «مباحث» ثبت شده است

هنجارها ، ارزش ها و انحرافات اجتماعی

هر جامعه از طریق هنجارها ، رفتارهای مناسب را تعیین می کند. تعریف برخی از رفتارها به عنوان رفتار انحرافی در جهت تقویت هنجارهای اجتماعی است.هنجار(norm) یک قاعده رفتاری است که رفتار افراد را در شرایط مشخص معین می کند.قوانین ،طرز لباس پوشیدن ،مقررات اداری ،برنامه تحصیلی ،قواعد و ورزش ها و بازی ها ،همه گونه هایی از هنجارهای اجتماعی هستند.هنجارهای اجتماعی از طریق مذهب ،قانون ، دولت و تجربه های فردی تشکیل می شوند.بسیاری از هنجار های مهم زندگی ما نیز از عادات و سنت ها ناشی می شوند و در ردیف شیوه های سنتی و تکراری انجام امور روزمره ما قرار می گیرند.

هنجارهای یک جامعه اهمیت یکسانی ندارندو از این نظر جامعه شناسان درصدد طبقه بندی این هنجارها برآمده اند.ویلیام گراهام سمنر از اولین جامعه شناسانی است که دست به طبقه بندی هنجار ها زده است. سمنر هنجارها را در سه گروه طبقه بندی می کند:

1-شیوه های قومی ؛که عبارتند از عادات یا روش های سنتی انجام کارها.تخلف از شیوه های قومی معمولاًمجازات به همراه ندارد.

2-رسوم اجتماعی؛ که رویه های کرداری ضروری هستندو برای رفاه جامعه لازم شمرده می شوندو تخلف از آنها جرم محسوب و به شدت مجازات می گردد.

3-قوانین ؛هنجارهایی هستند که توسط مقامات دولتی برقرار می شوند و به علت ضمانت اجرایی دارای مشروعیت قانونی هستند.

هنجارها در همه شرایط رعایت نمی شوند و در برخی از موارد از تبعیت ازآنها تخلف می شود. چرا که حمایت چندانی از آنها به عمل نمی آیدیا با سایر هنجارها در تضاد هستند.

ارزش های اجتماعی ؛مفاهیمی جمعی هستند از آنچه که از نظر فرهنگی خوب، مطلوب و مناسب و یا اینکه بد ، غیرمطلوب و نامناسب تلقی می شوند.در جوامع صنعتی خوش قولی ، پیشرفت مادی و رقابت ارزش های اجتماعی مهم  هستند و حال آنکه در جوامع غیر صنعتی ارزش های دیگری دارای اهمیت هستند.ارزش ها در جوامع صنعتی نظام پیچیده و متضادی دارند در حالیکه در جوامع غیر صنعتی توافق روی ارزش ها ساده تر است .عدم توافق در جوامع صنعتی بیشتر است.

انحراف اجتماعی

هر عمل یا بیانی از اعضا جامعه که نوعی تجاوز به هنجارهای گروهی شناخته می شودیا به طور خلاصه ناهمسازی با هنجارهای گروهی.انحراف امری نسبی است و جنبه مطلق ندارد. یک فرد کاملاً منحرف به دشواری می تواند برای مدت طولانی زنده باقی بماند. افراد منحرف نیز در اموری مانند عادات غذایی، تفریحات و بسیاری از فعالیت های روزمره حالتی کاملاًعادی و به هنجار دارندو از طرف دیگر اکثر افراد کاملاً عادی هم ممکن است گاهی رفتار انحرافی داشته باشند.

انحرافات اجتماعی را می توان به دو گروه اولیه و ثانویه ( قانونی )تقسیم کرد.انحراف اولیه (primary deviance) خیلی جدی نیست و تصویر فرد از خویش را چندان متاثر نمی سازد و پایگاه و نقش اجتماعی شخص را متاثر نمی سازد.انحراف ثانویه (secondary deviance) مواجه با عکس العمل شدید جامعه می شود و در اینجا فرد برچسب منحرف می گیرد و تصویر فرد از خویشتن تغییر می کند.

جرائم سازمان یافته از صور نوین جرم است و اعضا این گروه ها سازمان یافته و مجهزند و معمولاً رهبران آنها از گروه های متفاوت قومی هستند.فساد قابل تقسیم به انواع فعال و غیر فعال است .فساد فعال وقتی است که مثلاً پول برای اخذ امتیاز معینی از یک مقام اداری سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد.فساد غیر فعال حالتی است که برای رشوه گیرنده مطرح می شود.تروریسم گونه ای از استراتژی سیاسی است که بر پایه کاربرد سیستماتیک اقدامات خشونت آمیز به منظور گسترش ناامنی قرار دارد.

ریشه های انحرافات اجتماعی را می توان در دگرگونی در هنجارها و بی هنجاری ، تضاد ارزش ها ، تعریف جدید از چیزها، ضایعات ، عدم دسترسی به هدف ها ، تضاد میان هدف هاو وسایل، عدم صمیمیت و دورویی و انعطاف جامعه در مقابل برخی از مجرمین طبقه بندی نمود.جامعه فقط به عده ای برچسب منحرف می زند . برچسب زنی با قابلیت رویت انحراف، شدت عدم تایید ، تکرر در تخلف ، فشار اجتماعی و منابع خلافکاران در رابطه است.

ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ 

ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ اﺑﺰارﻫﺎ وروش ﻫﺎﯾﯽ اﻃﻼق ﻣﯽ ﺷﻮدﮐﻪ ﺑﺮای وادارﮐﺮدن ﻓﺮدﺑﻪ اﻧﻄﺒﺎق او ﺑﺎاﻧﺘﻈﺎرات ﮔﺮوه ﻣﻌﯿﻦ ﯾﺎ ﮐﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ، ﺑﻪ ﮐﺎرﻣﯽ رود.ﻫﺮﮔﺎه ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، درﻋﻤﻞ ﺗﺤﻘﻖ ﭘﯿﺪاﮐﻨﺪ، رﻓﺘﺎرﻓﺮد ﺑﺎﻧﻮع رﻓﺘﺎر ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮد.ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺼﻮرت ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻧﯿﺰﺑﯿﻦ اﻓﺮاد اﻋﻤﺎل ﻣﯽ ﺷﻮد،ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺎﺑﺮرﻓﺘﺎردﯾﮕﺮان ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﯽ ﮔﺬارﯾﻢ ودرﻣﻘﺎﺑﻞ ،دﯾﮕﺮان ﻧﯿﺰﺑﺮرﻓﺘﺎر ﻣﺎﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﯽ ﮔﺬارﻧﺪ

 

اﻫﻤﯿﺖ ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ 

ﺑﺮای آﻧﮑﻪ ﺳﺎزﻣﺎن اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺳﻄﺢ ﻣﻄﻠﻮب ،وﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻈﻢ ﺧﻮد راﺣﻔﻆ ﮐﻨﺪ،ﺑﺎﯾﺪ رﻓﺘﺎرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺻﻮرت اﻟﮕﻮ ﺑﻪ ﺧﻮدﮔﺮﻓﺘﻪ ،ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﭘﺬﯾﺮﺑﺎﺷﺪواﺳﺘﻤﺮارواداﻣﻪ ﯾﺎﺑﺪ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ آراﻣﯽ  ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﺮدﻫﺎی ﺧﻮد اداﻣﻪ دﻫﺪ ،ﻣﮕﺮآﻧﮑﻪ اﻋﻀﺎﯾﺶ ﺧﻮدرا ﺑﺎﻣﻮازﯾﻦ وﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ،ﻧﻘﺶ ﻫﺎی ﻣﺤﻮل ﺷﺪه را اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ وﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی ﺧﻮد راﻃﻮری ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﮐﻨﻨﺪﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﯾﺎﮔﺮوه ﺑﺘﻮاﻧﺪﺑﻪ اﻫﺪاف ﺧﻮددﺳﺖ ﯾﺎﺑﺪ

 

ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ ﻫﺎی رﺳﻤﯽ وﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ 

ﻧﻈﺎرت ازﻃﺮﯾﻖ ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﯿﺮوﻧﯽ ﺑﻪ دوﺻﻮرت رﺳﻤﯽ وﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﺻﻮرت ﻣﯽ ﮔﯿﺮد.ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﻏﺎﻟﺒﺎدرﮔﺮوه ﻫﺎی ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ آﺷﮑﺎرﻣﯽ ﺷﻮد ودرﺣﻘﯿﻘﺖ ،ﯾﮑﯽ ازﮐﺎرﮐﺮدﻫﺎی ﮔﺮوه ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ اﺳﺖ.ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻤﺴﺨﺮ،ﺧﻨﺪﯾﺪن ،زﺧﻢ زﺑﺎن زدن،ﺷﺎﯾﻌﻪ  ﭘﺮاﮐﻨﯽ،ﻃﺮد و...ﻣﯽ ﺷﻮد.ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ رﺳﻤﯽ راﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺗﻌﺪادﺑﺴﯿﺎری از ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ وﻣﻮﺳﺴﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ درون ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻋﻤﺎل ﮐﻨﻨﺪ.ﺑﺮﺧﯽ ازاﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻗﺮاراﺳﺖ :ﭘﻠﯿﺲ ،زﻧﺪان،ﻣﺮاﮐﺰ ﻧﮕﻬﺪاری ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﺰﻫﮑﺎر،دادﮔﺎﻫﻬﺎو... 

انواع عوامل نظارت اجتماعی و مجازات های هر کدام

عامل نظارت

عامل اجرا

مجازات

آداب و رسوم

سنت

عدم تایید اجتماعی

قانون

دولت

مجازات قانونی

اخلاقیات

قراردادهای اجتماعی

عدم تایید جامعه

مذهب

نظام مذهبی

مجازات معنوی

  • معصومه جلیلی

ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ درون ﺟﺎﻣﻌﻪ ای 

ﻫﺮﺟﺎﻣﻌﻪ ﺧﻮاه ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ وﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ وﺧﻮاه ﺳﺎده وﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﯿﺎﻓﺘﻪ ، ﺟﻠﻮه ﻫﺎی ﮐﻢ وﺑﯿﺶ ﻣﺸﺘﺮﮐﯽ از ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی در ﺷﺮاﯾﻂ زﻧﺪﮔﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ راﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﮔﺬارد ﮐﻪ زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎی اﺻﻠﯽ آن ازاﯾﻦ ﻗﺮارﻧﺪ

·         ﺗﻔﺎوت در ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ 

·         ﺗﻔﺎوت درآﻣﺪی

·         ﺗﻔﺎوت در ﭘﺎﯾﺪاری اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ  -  زﯾﺴﺘﯽ ﮔﺮوه

·         ﺗﻔﺎوت در ﻓﺮﻫﻨﮓ

·         ﺗﻔﺎوت در رﻓﺘﺎرﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ

اﺻﻄﻼح ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎ ﯾﺎ ﺷﺎﻧﺲ ﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ را ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ  ﺑﺎر وﺑﺮ  ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑﺮد  وﻣﻨﻈﻮر او از اﯾﻦ اﻣﮑﺎﻧﺎت  اﺧﺘﺼﺎﺻﯽ ﺷﺨﺺ  ازﻟﺤﺎظ ﺑﺮﺧﻮرداری از ﺛﺮوت ،وﺿﻌﯿﺖ ﺑﯿﺮوﻧﯽ زﻧﺪﮔﯽ  وﺗﺠﺮﺑﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻮد .ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ را ﺑﻪ وﺳﯿﻊ ﺗﺮﯾﻦ  ﻣﻌﻨﺎی آن ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﺷﺎﻧﺲ  دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ اﻧﻮاع ﮐﺎﻻﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی ﯾﺎ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﺮای ﻫﺮﻓﺮد درﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ داﻧﺴﺖ .  ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی در ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ  ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮزﯾﻊ ﺗﻔﺎوﺗﯽ و ﺗﻔﺎﺿﻠﯽ اﻣﮑﺎﻧﺎت وﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎﯾﯽ ازﻗﺒﯿﻞ ﺗﺤﺼﯿﻼت ،اﺷﺘﻐﺎل ،درآﻣﺪ ،ﺑﻬﺪاﺷﺖ و...   .

- ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی در درآﻣﺪ اﺷﺎره اﺳﺖ  ﺑﻪ ﺳﻬﻢ ﻣﺘﻔﺎوت وﻧﺎﻣﺴﺎوی اﺷﺨﺎص ﯾﺎ ﮔﺮوه ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ازدرآﻣﺪ وﺛﺮوت ﺟﺎﻣﻌﻪ . ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی درآﻣﺪی ﯾﮑﯽ از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ وﭘﺎﯾﻪ ﯾﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ  .ﻣﻮﺿﻮع ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ درآﻣﺪدرﺟﺎﻣﻌﻪ ، دﺳﺖ ﮐﻢ ﺑﯿﺶ ازﺻﺪﺳﺎل اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﯽ از ﻣﻀﻤﻮن  وﻣﺤﺘﻮای ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ وآﺛﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ  ﺧﺎﺻﻪ درارﺗﺒﺎط  ﺑﺎﺣﻮزه ﻫﺎی  ﺑﺤﺚ درﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ واﻗﺘﺼﺎد را ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص داده اﺳﺖ .  اﻟﮕﻮی ﺗﻮزﯾﻊ درآﻣﺪ درﻫﺮﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﭘﻨﺞ دﺳﺘﻪ ﻋﻮاﻣﻞ ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد ﮐﻪ ازاﯾﻦ ﻗﺮارﻧﺪ :  وﺿﻌﯿﺖ ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ ﻓﺮد (زادﮔﺎه ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ )، وﺿﻌﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻓﺮد (زادﮔﺎه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ  )،ﺧﺼﺎﯾﺺ ارﺛﯽ (زادﮔﺎه ارﺛﯽ ) ،ﮐﻮﺷﺶ وﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺷﺨﺼﯽ ،ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﺼﺎدﻓﯽ .

- ﭘﺎﯾﺪاری "اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ زﯾﺴﺘﯽ " را ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﺮﻣﺒﻨﺎی دو ﺷﺎﺧﺺ اﺻﻠﯽ " زادوزاﯾﺶ "و "ﻣﺮگ وﻣﯿﺮ"ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮد ﮐﻪ ﻫﺮﮐﺪام ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ی ﺧﻮد ﺑﺎزﮔﻮی درﺟﺎﺗﯽ از ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی اﻧﺪ ﺷﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ ودرآﻣﺪﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوت  " رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ را در ﻋﺮﺻﻪ "زاد وزاﯾﺶ " ازﯾﮏ ﺳﻮ ووﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ را ازﺣﯿﺚ ﻣﯿﺰان  "ﻣﺮگ وﻣﯿﺮ ازﺳﻮی دﯾﮕﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت دﻧﯿﺲ راﻧﮓ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان " روﻧﺪﻫﺎی ﺑﺎروری  ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ درﮐﺸﻮرﻫﺎی ﻏﺮﺑﯽ " ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ  "درﯾﮏ دوره ﭼﻬﻞ ﺳﺎﻟﻪ از 1870 ﺗﺎ 1910دراﯾﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه اﻣﺮﯾﮑﺎ واروﭘﺎ ﻣﯿﺰان زادووﻟﺪ از ﻃﺒﻘﻪ ﯾﯽ ﺑﻪ ﻃﺒﻘﻪ دﯾﮕﺮ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﻮده وﻋﻤﻮﻣﺎ ﺑﺎﻃﺒﻘﻪ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﻣﻨﻔﯽ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ ".  ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی  وﺗﻔﺎوت ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ را ﺑﺎﮔﺮاﯾﺸﯽ ﻣﻌﮑﻮس درزﻣﯿﻨﻪ وﻗﺎﯾﻊ ﻣﺮگ وﻣﯿﺮ  ﻣﯽ ﺗﻮان دﯾﺪ .ﮔﺮوه ﻫﺎی ﻓﻘﯿﺮ وآﺳﯿﺐ ﭘﺬﯾﺮ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻋﺪم دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ اﻣﮑﺎﻧﺎت  ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ﺑﻘﺎء درﻣﻌﺮض ﻣﺮگ وﻣﯿﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮی ﻗﺮار دارﻧﺪ . 

- درﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ارزش ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ  ﻃﺒﻘﻪ ﯾﺎ ﻃﺒﻘﺎت ﻣﺴﻠﻂ ﺑﻪ ﺻﻮرت ارزش ﻫﺎی ﻣﻌﯿﺎر (اﺳﺘﺎﻧﺪارد )ﻣﻼک ﺗﻌﺮﯾﻒ وﺗﺸﺨﯿﺺ ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد .ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺎس  ﻣﯽ ﺗﻮان  ﻣﯿﺰان اﻧﺤﺮاﻓﺎ ت از اﯾﻦ ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ ی ﻣﻌﯿﺎر را ﻣﻌﺮف ﺷﺪت ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮد وآن را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﺎﺧﺼﯽ ﺑﺮای ﺗﺸﺨﯿﺺ درﺟﻪ ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی ﻻﯾﻪ ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﺮﻓﺖ .

- رﻓﺘﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ دﻻﻟﺖ  ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﻓﺮد در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ ﺑﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ اودارد  .ازآﻧﺠﺎ ﮐﻪ اﻓﺮاداﻟﮕﻮﻫﺎی اﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ را  درﻓﺮاﯾﻨﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺷﺪن ﮐﺴﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﭘﺲ رﻓﺘﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ  راﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺗﻮان  دارای ﺧﺎﺳﺘﮕﺎه ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ داﻧﺴﺖ  .ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ  ﺻﻮرت ﻫﺎی ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ ﮔﺴﺘﺮش  ﯾﺎﻓﺘﻪ رﻓﺘﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﻈﯿﺮ آﻧﭽﻪ ﻧﺎﻇﺮ ﺑﺮﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﮔﺮوﻫﯽ وﯾﺎ ﻣﯿﺰان ادﻏﺎم ﻓﺮد درﮔﺮوه اﺳﺖ ﻧﯿﺰ ﺗﺎﺑﻌﯽ از ﭘﺎﯾﮕﺎه ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ اﻓﺮاد اﺳﺖ .  5 - 

-ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺤﺘﻮم ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی درﺳﻄﺢ 5ﻣﻮءﻟﻔﻪ اﺻﻠﯽ ﯾﺎدﺷﺪه - ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ ، درآﻣﺪ ،ﭘﺎﯾﺪاری اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ زﯾﺴﺘﯽ ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ورﻓﺘﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ  - ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮی ﻻﯾﻪ ﺑﻨﺪی ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ  ﻣﺘﻔﺎوت درﺟﻮاﻣﻊ اﻣﺮوزﯾﻦ اﺳﺖ ، دﺳﺖ ﮐﻢ ﺷﺶ ﻧﻮع ﻻﯾﻪ ﺑﻨﺪی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﺘﻔﺎوت دراﮐﺜﺮ ﺟﻮاﻣﻊ اﻣﺮوزی درﮔﯿﺮ ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی ﻫﺎی ﺷﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽ ﺧﻮرد ﮐﻪ از اﯾﻦ ﻗﺮارﻧﺪ :

ﻻﯾﻪ ﺑﻨﺪی ﺳﯿﺎﺳﯽ ،  ﺛﺮوت ودرآﻣﺪ ، ﺷﻐﻠﯽ ،آﻣﻮزﺷﯽ ، ﻧﮋادی وﻗﻮﻣﯽ ،ﺳﻨﯽ وﺟﻨﺴﯽ  .

  • معصومه جلیلی

ﻃﺒﻘﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ 

ﺗﻌﺮﯾﻒ :ﻃﺒﻘﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ ﺑﺨﺸﯽ ازﺟﺎﻣﻌﻪ اﻃﻼق ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ داﺷﺘﻦ ارزش ﻫﺎی ﻣﺸﺘﺮک،ﻣﻨﺰﻟﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﻌﯿﻦ ،ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی دﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ،ﻣﯿﺰان ﺛﺮوت ودﯾﮕﺮداراﯾﯽ ﻫﺎی ﺷﺨﺼﯽ وﻧﯿﺰ آداب ﻣﻌﺎﺷﺮت ،ﺑﺎدﯾﮕﺮ ﺑﺨﺶ ﻫﺎی ﻫﻤﺎن ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎﺷﺪ

 

ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎی ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻃﺒﻘﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ  

درﺟﻮاﻣﻊ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ،ﺳﻪ ﺷﺎﺧﺺ اﺻﻠﯽ ﺑﺮای ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻃﺒﻘﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر ﻣﯽ رود ﮐﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از :درآﻣﺪ،ﺷﻐﻞ وﻣﯿﺰان ﺗﺤﺼﯿﻼت .ﻋﻼوه ﺑﺮاﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎی ﻋﻤﺪه ،ﻣﺘﻐﯿﺮ ﻫﺎی ﻣﻬﻢ دﯾﮕﺮی ﻣﺎﻧﻨﺪ ،ﻧﮋاد،ﻣﺬﻫﺐ ،ﻣﻠﯿﺖ ،ﺟﻨﺲ،ﻣﺤﻞ ﺳﮑﻮﻧﺖ، ﭘﯿﺸﯿﻨﻪ ی ﺧﺎﻧﻮادﮔی ﻮﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻃﻮرﮐﻠﯽ ،وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ،ﺟﺰوﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎی ﻃﺒﻘﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽ روﻧﺪ

 

ﻗﺸﺮﺑﻨﺪی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ  

ﻧﻈﺎم ﻗﺸﺮﺑﻨﺪی ،اﻓﺮادراﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻣﺘﯿﺎزاﺗﺸﺎن رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪی ﻣﯽ ﮐﻨﺪوآﻧﻬﺎرا درآن ﻃﺒﻘﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ اﯾﻦ اﻣﺘﯿﺎزات ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ اﺳﺖ ،ﺟﺎی ﻣﯽ دﻫﺪ.اﻣﺘﯿﺎزات اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﻓﺮﻫﻨﮓ وﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻃﺒﻘﻪ درﺑﺮاﺑﺮﮐﺎﺳﺖ  

ﮐﺎﺳﺖ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻧﻈﺎم ﺧﺸﮏ ﻗﺸﺮﺑﻨﺪی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﻃﻼق ﻣﯽ ﺷﻮدﮐﻪ اﻋﻀﺎی آن ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ازﯾﮏ ﮐﺎﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺳﺖ دﯾﮕﺮ اﻧﺘﻘﺎل ﯾﺎﺑﻨﺪ .ﻧﻈﺎم ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ،درﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎﻧﻈﺎم ﮐﺎﺳﺘﯽ،اﯾﻦ ﺗﻔﺎوت راداردﮐﻪ ﻧﻈﺎم ﻃﺒﻔﺎﺗﯽ "ﺑﺎز"اﺳﺖ ،زﯾﺮادراﯾﻦ ﻧﻈﺎم ،ﺣﮑﻮﻣﺖ ،ﻣﺬﻫﺐ ﯾﺎﻓﺮﻫﻨﮓ ،ﺗﺤﺮک ازﯾﮏ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻪ ﻃﺒﻘﻪ دﯾﮕﺮ راﻣﺤﺪود ﻧﮑﺮده اﺳﺖ .   

ﻧﺎ ﺑﺮاﺑﺮی ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ 

درک ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی ﻫﻤﻮاره ﺗﻨﻬﺎ ازﻃﺮﯾﻖ ﺳﻨﺠﺶ وﻣﻘﺎﯾﺴﻪ اﻣﮑﺎﻧﭙﺬﯾﺮ ﻣﯽ ﺷﻮد .وﺣﺪت ﻣﺘﻀﻤﻦ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ وﺑﺮاﺑﺮی اﺳﺖ درﺣﺎﻟﯿﮑﻪ درﺷﺮاﯾﻂ ﮐﺜﺮت ﻧﺎﻫﻤﺴﺎﻧﯽ وﺑﻪ ﺗﺒﻊ آن ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی اﻣﮑﺎن ﺑﺮوز ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .  

  • معصومه جلیلی

ﻧﻬﺎدﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ

  ﻧﻬﺎد ،ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑه ﻨﺴﺒﺖ ﭘﺎﯾﺪار وﺳﺎزﻣﺎن ﯾﺎﻓﺘﻪ از اﻟﮕﻮﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﻧﻈﺎرت ﺷﺪه وﯾﮑﺴﺎن راﺑﺎﻫﺪف ﺑﺮآوردن ﻧﯿﺎزﻫﺎی اﺳﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ،درﺑﺮﻣﯽ ﮔﯿﺮد

 

ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت ﻧﻬﺎدﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ

 - ارﺿﺎی ﻧﯿﺎزﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﻌﯿﻦ  .

- ﻧﻬﺎدﻫﺎ ،ﻣﺘﻀﻤﻦ ارزﺷﻬﺎﯾﯽ ﻧﻬﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻋﻀﺎدرآن ﻣﺸﺎرﮐﺖ دارﻧﺪ

 - ﻧﻬﺎدﻫﺎ ﺑﻄﻮر ﻧﺴﺒﯽ ﭘﺎﯾﺪارﻧﺪ.ﺗﺎﺣﺪی ﮐﻪ اﻟﮕﻮﻫﺎی ﺛﺎﺑﺖ رﻓﺘﺎر دردرون ﻧﻬﺎدﻫﺎ، ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺑﺨﺸﯽ ازﺳﻨﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺮﺳﻮم ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ.

- ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﻬﺎدﻫﺎ آﻧﭽﻨﺎن ﻋﺎم وﮔﺴﺘﺮده اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی آن ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻋﻤﺪه ای رادرﭘﻬﻨﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﺧﻮد  اﺧﺘﺼﺎص ﻣﯽ دﻫﺪ.

- ﻫﺮﯾﮏ از ﻧﻬﺎدﻫﺎﺑﺘﻨﻬﺎﯾﯽ ،ﺑﺮﻣﺒﻨﺎی ﺷﺒﮑﻪ ای از ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ ، ارش ﻫﺎ واﻟﮕﻮﻫﺎی رﻓﺘﺎری ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎرﺑﻪ ﺣﺪ اﻋﻼ ﺳﺎﺧﺖ وﺳﺎزﻣﺎن ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ .

 -  آرﻣﺎن ﻫﺎی ﯾﮏ ﻧﻬﺎدراﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﺨﺶ ﻋﻈﯿﻤﯽ ازاﻋﻀﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭼﻪ درﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ درآن ﻣﺸﺎرﮐﺖ داﺷﺘﻪ ﯾﺎﻧﺪاﺷﺘﻪ  ﺑﺎﺷﻨﺪ،ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ.

 

ﻧﻬﺎدی ﺷﺪن

ﻧﻬﺎدی ﺷﺪن ،ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﻈﺎم ﻤﻨﻈﻤﯽ ازﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ،ﭘﺎﯾﮕﺎه ﻫﺎ وﻧﻘﺶ ﻫﺎی ﻣﺸﺨﺺ وﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ آن را ﭘﺬﯾﺮاﺷﺪه اﺳﺖ .ازﻃﺮﯾﻖ ﻧﻬﺎدی ﺷﺪن، رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺧﻮداﻧﮕﯿﺨﺘﻪ وﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ،ﺟﺎی ﺧﻮد را ﺑﻪ رﻓﺘﺎرﻧﻈﺎم ﯾﺎﻓﺘﻪ وﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﭘﺬﯾﺮﻣﯽ دﻫﺪ

 

ﮐﺎرﮐﺮدﻫﺎی  ﺑﻨﯿﺎﻧﯽ ﻧﻬﺎدﻫﺎ :

 ﻧﻬﺎدﻫﺎ، ﮐﺎرﮐﺮدﻫﺎی آﺷﮑﺎری دارﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ آﺳﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺑﺨﺸﯽ از اﻫﺪاف ﻇﺎﻫﺮی ﻧﻬﺎد ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺸﺨﯿﺺ اﺳﺖ و ﮐﺎرﮐﺮدﻫﺎی ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻏﯿﺮﻋﻤﺪی ﺑﻮده و ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻧﺒﺎﺷﺪ و اﮔﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭘﯿﺎﻣﺪ ﺟﺎﻧﺒﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد .

ﮐﺎرﮐﺮدﻫﺎی ﻋﻤﺪه ای ﮐﻪ در ﻫﺮ ﻧﻬﺎدی ﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد، ﺑﻪ ﻗﺮارزﯾﺮاﺳﺖ

اﻟﻒ -ﻧﻬﺎدﻫﺎ،اﻟﮕﻮی رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ رادر ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ دراﺧﺘﯿﺎر اﻓﺮاد ﻗﺮارﻣﯽ دﻫﺪواز ﻃﺮﯾﻖ ﻓﺮاﯾﻨﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺷﺪن ﺷﯿﻮه ی درﺳﺖ وﻧﺎدرﺳﺖ رﻓﺘﺎر را ﺑﻪ اﻓﺮاد ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ب-ﻧﻬﺎدﻫﺎ ﻧﻘﺶ ﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ راﺑﺮای اﻓﺮادورﻓﺘﺎرﻫﺎی وﯾﮋه ای راﺑﺮای ﻓﺮد ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ اﻧﺴﺎن ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﻧﺘﻈﺎراﺗﯽ راﮐﻪ درﺑﺮاﺑﺮﯾﮏ ﻧﻘﺶ وﺟﻮددارد ﻗﺒﻞ ازاﯾﻔﺎی آن ﻧﻘﺶ ﻓﺮا ﮔﯿﺮد،  ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮد ﮐﻪ ﭼﻪ ﻧﻘﺸﯽ درﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮای او ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻘﺶ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽ رود

ج-ﻧﻬﺎدﻫﺎ ﺑﺎﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮﺛﺒﺎت واﺳﺘﻤﺮارﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﯽ آﻣﻮزﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﯿﻮه رﻓﺘﺎر ،ﻫﻤﺎن رﻓﺘﺎر ﻧﻬﺎدی ﺷﺪه اﺳﺖ واﻓﺮاد ﺑﻪ ﺷﯿﻮه ﻫﺎی ﻧﻬﺎدی ﺷﺪه ،ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﺷﯿﻮه ﻫﺎی ﺧﺎص رﻓﺘﺎر ، ﺧﻮﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ

د-ﻧﻬﺎدﻫﺎ درﺟﻬﺖ ﺗﻨﻈﯿﻢ رﻓﺘﺎرﻫﺎ وﻧﻈﺎرت ﺑﺮآﻧﻬﺎ ﻋﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻧﻬﺎدﻫﺎ اﻧﺘﻈﺎرات ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﻓﺮاﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ،ﻧﺎدﯾﺪه اﻧﮕﺎﺷﺘﻦ اﯾﻦ اﻧﺘﻈﺎرات ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﺠﺎزات ﻓﺮد ﺑﯿﻨﺠﺎﻣﺪ .اﺷﺨﺎص ﺑﻪ ﺟﺎی آﻧﮑﻪ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﯾﺎ ﺗﻤﺴﺨﺮ را ﺑﭙﺬﯾﺮﻧﺪ ،ﺗﺮﺟﯿﺢ ﺧﻮاﻫﻨﺪ داد ﮐﻪ ﺧﻮدرا ﺑﺎاﻧﺘﻈﺎرات ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺎزﮔﺎر ﮐﻨﻨﺪ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎن ﭘﻨﺞ ﻧﻬﺎداﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺻﻠﯽ را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﻤﻮده اﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮای ﻧﺴﻠﻬﺎ دوام آورده اﻧﺪ و در واﻗﻊ در ﻫﻤﻪ ﺟﻮاﻣﻊ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه وﺟﻮد داﺷﺘﻪ  اﻧﺪ .ﻣﺬﻫﺐ،ﺣﮑﻮﻣﺖ ،اﻗﺘﺼﺎد ،آﻣﻮزش و ﭘﺮورش ، ﺧﺎﻧﻮاده

  • معصومه جلیلی

ﺳﺎزﻣﺎن  

ﺳﺎزﻣﺎن رﺳﻤﯽ ﺑﻪ ﮔﺮوﻫﯽ از اﻓﺮاد ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﯾﮏ ﺳﺮی ﻗﻮاﻋﺪ و ﻣﻘﺮرات ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد و ﻫﺪف ﻫﺎی آن ﻧﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺧﻮد اﻓﺮاد ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻗﺎﻧﻮن رﺳﻤﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﺷﻮد  .ﺳﺎزﻣﺎن از ﺟﻤﻠﻪ ﮔﺮوﻫﻬﺎی دارای ﻋﻤﺮ ﻃﻮﻻﻧﯽ اﺳﺖ در اﯾﻦ ﻧﻮع ﮔﺮوه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ، ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺎر و رواﺑﻂ ﻣﯿﺎن اﻓﺮاد ﺑﺮ اﺳﺎس ﺿﻮاﺑﻂ ﺧﺎﺻﯽ ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد

 

ﺳﺎزﻣﺎن  ﻫﺎی ﺑﺴﯿﺎرﻣﺘﺸﮑﻞ وﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ﮐﻢ ﺗﺸﮑﻞ 

 درﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺴﯿﺎرﻣﺘﺸﮑﻞ اﻋﻀﺎﺑﺎﯾﺪ ازﻣﻘﺮرات ﺟﺎری ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﯽ ﭼﻮن وﭼﺮا ﭘﯿﺮوی  ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ  .اﯾﻦ ﻣﻘﺮرات را ﻣﺪﯾﺮان، ﮐﻪ ﮔﺮوه ﮐﻮﭼﮑﯽ درﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ اﻧﺪ ﺗﻬﯿﻪ وﺗﻨﻈﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ وﺑﻪ اﺟﺮا درﻣﯽ آورﻧﺪ .درﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ﮐﻢ ﺗﺸﮑﻞ اﻓﺮاد اﺟﺎزه دارﻧﺪ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﺷﺨﺼﯽ  راﻧﯿﺰ درﮐﺎرﻫﺎﯾﺸﺎن دﺧﺎﻟﺖ دﻫﻨﺪ وﮔﺎﻫﯽ اوﻗﺎت از دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞ ﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎن ﺳﺮﭘﯿﭽﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺑﻌﻼوه درﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ﮐﻢ ﺗﺸﮑﻞ ،ﺑﺴﯿﺎری از اﻋﻀﺎ درﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮی ﻫﻤﮑﺎری ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

ﻣﺎﮐﺲ وﺑﺮﺑﺮای  دﯾﻮاﻧﺴﺎﻻری ﭘﻨﺞ وﯾﮋﮔﯽ راﺑﺮﺷﻤﺮده اﺳﺖ

- ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺷﺪن ﮐﺎرﻫﺎ:ﻧﻈﺎم دﯾﻮاﻧﺴﺎﻻری ،ﻫﺮﺷﺨﺺ وظیفه ﻣﻌﯿﻨﯽ راﮐﻪ ﺑﺮﻋﻬﺪه اوﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ ،اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﺪ. 

- ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ :ﻫﺮﻣﻘﺎم درﺳﻠﺴﻠﻪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ،ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻫﺎووﻇﺎﯾﻒ وﻧﯿﺰ اﻣﺘﯿﺎزات ﻣﻌﯿﻨﯽ داردوﻫﺮﻓﺮد دراﯾﻦ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ، ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی ﺧﻮدراﺑﯿﺪرﻧﮓ ﺑﻪ ﺷﺨﺺ ﺑﺎﻻﺗﺮازﺧﻮد ﮔﺰارش دﻫﺪ.

 - رﻓﺘﺎر ﻏﯿﺮﺷﺨﺼﯽ  :درﻧﻈﺎم دﯾﻮاﻧﺴﺎﻻری ،ﺣﮑﻢ ورﺗﺒﻪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﺮﻃﺒﻖ ﺳﻤﺘﯽ ﮐﻪ دارﻧﺪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮد. 

- ﺻﻼﺣﯿﺖ ﻫﺎی ﻓﻨﯽ وﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ:درﯾﮏ ﺳﺎزﻣﺎن ، ﻫﯿﭻ ﻣﺘﻘﺎﺿﯽ اﺳﺘﺨﺪام ،ﺑﺪون داﺷﺘﻦ ﺣﺪاﻗﻞ ﺷﺮاﯾﻂ ﻻزم ﺑﺮای ﺳﻤﺘﯽ ﮐﻪ درﺧﻮاﺳﺖ آن راداده اﺳﺖ ،اﺳﺘﺨﺪام ﻧﻤﯽ ﺷﻮد.

- آﯾﯿﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ وﻣﻘﺮرات :ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎن رﺳﻤﯽ وﮐﺎرﮐﻨﺎن آن ﺗﺎﺑﻊ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای از آﯾﯿﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ وﻣﻘﺮرات وﺿﻮاﺑﻂ ﻣﺸﺨﺺ اﺳﺖ .  

وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی ﻋﻤﺪه ﺳﺎﺧﺖ ﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی رﺳﻤﯽ

اﻟﻒ -اﻟﮕﻮﻫﺎی ﺛﺎﺑﺖ ارﺗﺒﺎﻃﺎت  

ب-اﻋﻤﺎل اﻧﻀﺒﺎط وﻧﻈﻢ رﺳﻤﯽ 

ج-ﻣﺸﺨﺺ ﮐﺮدن وﺗﻔﮑﯿﮏ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻫﺎ ووﻇﺎﯾﻒ ﺗﺨﺼﺼﯽ 

د-اﻋﻤﺎل ﭘﺎداش ﻫﺎ وﻣﺠﺎزات ﻣﺜﺒﺖ وﻣﻨﻔﯽ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﺷﺪه 

ﺳﺎﺧﺖ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﺑﻪ اﻓﺮاد اﻧﻌﻄﺎف ﭘﺬﯾﺮی ﻣﯽ دﻫﺪ وﺑﺪون ا ﻧﺘﻈﺎر ﺑﺮای ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت رﺳﻤﯽ درﻣﻮرد ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ  ﮐﻪ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺗﺸﺮﯾﻔﺎت اداری دارد اﻣﮑﺎن ﺳﺎزﮔﺎری ﺑﺎ اوﺿﺎع ﻣﺘﻐﯿﺮ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .در رواﺑﻂ ﻏﯿﺮ رﺳﻤﯽ ،اﻋﻀﺎی ﺳﺎزﻣﺎن ﯾﮑﯿﮕﺮ راﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ورواﺑﻂ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﯿﻦ آﻧﻬﺎ ﺑﺮﻗﺮار ﻣﯽ ﺷﻮدواﺣﺘﻤﺎل دارد ﺳﺎﺧﺖ ﻫﺎی ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﻣﺤﺪودﺗﺮ ، دردرون ﺳﺎﺧﺖ رﺳﻤﯽ وﺳﯿﻌﺘﺮ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﺑﺪ .  

  • معصومه جلیلی